ناصر الدين شاه قاجار
185
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
ملك نياز خان ، آوردند ، ديدم . بعد زنانه شد . در گرد تونقال « 1 » آتش نشستيم زنها جمع شدند . گربهها بودند . شب ، عماد الدوله از ماهىدشت آمده بود . بعد از شام [ مجلس ] مردانه شد . يحيى خان ، محقق ، على رضا خان ، آمدند . بعد خوابيديم روز يكشنبه بيست و سوم [ شهر شوال ] بايد رفت به هارونآباد صبح سوار شده به كالسكه . همهء نوكرها بودند به جز حسام السلطنه ، كه پيش رفته بود . معتمد الدوله ، محمد باقر خان را كه متصدى قلعه شاهآباد مريوان است ، به حضور آورد . احوالات قلعهء آنجا كه تازه بنا شده است ، پرسيده شد . بعد ، عماد الدوله كه ديشب وارد شده بود دم كالسكه احضار شده . فرمايشات زيادى ، از هر بابت به او شد . بعد قدرى رانده ، كنار راه دست چپ به ناهار افتاديم . هوا سرد بود . حكيم طولوزون ، يحيى خان ، روزنامه فرنگى خواندند . زمينهاى اينجا . الحمد لله تعالى همه از بارانهاى سابقتر است . و همهجا را زراعت كردهاند . اكثر زراعات اينجاها ديم است . و از قرارى كه عرض شد ، تخمى پنجاه تخم مىدهد . بعد از ناهار سوار كالسكه شده رانديم . تا رسيديم ، به اول خاك كلهر . محمد حسن خان سرتيپ كلهر ، محمد رضا خان سرتيپ زنگنه ، با خوانين كلهر ، و زنگنه و لر زنگنه ، به حضور رسيدند . بعد قدرى رانده به هارونآباد رسيديم . دست چپ در بغله كوه ، عمارت خوبى محمد حسن خان سرتيپ ، ساخته است . سابقا نوشته بودم ، حالا به اتمام رسيده بود . مهدعليا منزل كرده بود ، آنجا . اردو بالاتر از ده ، افتاده بود . [ 421 ] نزديك ده ، سوار اسب شده ، رفتم ، به اردو ، به چادر . دو ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم . هواى هارونآباد ، از كرند قدرى گرمتر است . اما باز آتش و تونقال لازم بود ، [ آتش ] شد . بعد از شام مجلس مردانه شد مشغول بعضى نوشتجات « 2 » [ كه ] وزير خارجه ، فرستاده بود . شديم . بعد خوابيديم Luchi . جوانمير ، احمدوند ، از طاق بالا نيامده بود . بايد ملك نياز خان بياوردش . روز دوشنبه بيست و چهارم [ شهر شوال ] بايد رفت به ماهىدشت . صبح زود برخاسته ، رخت پوشيده ، سوار كالسكه شده ، رانديم . همهء نوكرها حاضر بودند .
--> ( 1 ) . يك نوع منقل ( 2 ) . اصل : نوشتهجات